.•.¸¸.•*´آريان ، اسطوره موسيقی`*•.¸¸.•
تقدیم به آریانی ها
اصل ماجراي اين فيلم چيست؟ «علي بلورچي» (بهرام رادان) فرزند حاج آقا بلورچي يكي از كسبه قديمي و صاحبنام صنف بلور و شيشه است، حاج آقا در دوران كودكي و نوجواني سختيهاي زيادي را متحمل شده است و تحت تاثير عقدههاي آن دوران، پسرش را آن طور كه خود دلش ميخواست تربيت ميكند، اين نقش را (مسعود رايگان) ايفا ميكند. از طرفي حامد (نادر سليماني) پسر بزرگتر حاج آقا از همان دوران مدرسه از درس محروم شده تا نزد پدر در حجره كار كند و ادامهدهنده راه او باشد. از ديگر بازيگران اين فيلم بايد به مائده طهماسبي در نقش مادر هانيه، سيامك خواهاني ويولونيست گروه آريان در نقش جاويد، مونا ربيعي در نقش خواهر جاويد و محمد سلوكي برادر بزرگتر مهدي سلوكي كه پيش از اين سابقه مجريگري داشت در نقش دكتر روانشناس اشاره داشت. همچنين برنامهريز، دستيار اول كارگردان، مجري طرح، بخشي از طراحي صحنه و لباس و عكس برعهده محمدرضا شريفينيا است.
علي پسر دوم حاج آقا از دوران كودكي با ساز كهنهاي كه متعلق به دايي مرحومش است، انس گرفته و قصد دارد زماني كه بزرگ شد، تحصيلات خود را در رشته موسيقي ادامه بدهد اما با مخالفت مادرش (رويا تيموريان)، مواجه شده و به اجبار در رشته بازرگاني درس ميخواند، اين مخالفت و ديگر كشمكشهاي او با والدين باعث ميشود، علي خانه پدري را رها كرده و از خانواده جدا شود. سپس علي به همراه دوستش «تمايل» (مهيار پورحسابي)، يك گروه موسيقي تشكيل ميدهد و با اجرا در جشنها و مناسبتهاي مختلف گذران زندگي ميكند و به خاطر مهارتش در نواختن سنتور به «علي سنتوري» معروف ميشود. اما او به تدريج در پي معاشرت با دوستان و كارهاي شبانهروزي هر از گاهي به سراغ موادمخدر ميرود، چرا كه از درون احساس پوچي ميكند و اعتماد به نفس لازم را ندارد. به عبارتي ظرفيت معروف شدن را ندارد و استفاده تفنني از موادمخدر او را رفتهرفته به ورطه اعتياد ميكشاند.
پس از مدتي كه از زمان فيلم ميگذرد، در يك مراسم كه اجراي موسيقي آن با علي است، دختري به نام هانيه (گلشيفته فراهاني) مجذوب هنر علي ميشود و اين آشنايي به ازدواج آن دو منجر ميشود. اين آشنايي و ازدواج براي مدتي نشاط را به زندگي علي ميآورد و او را تشويق به كارهاي بيشتر ميكند. اما او كماكان به مصرف مواد ادامه ميدهد تا به خيال خود شرايط روحياش تقويت شود، وضع بدينگونه باقي نميماند، چرا كه به خاطر اوضاع نامناسب مالي و رفتارهاي حاصل از مصرف موادمخدر، بين او و هانيه مشكلاتي پديد ميآيد و همين مسئله باعث ميشود تا هانيه منزل را ترك كند. علي كه به خاطر معتاد شدن به موادمخدر كمتر امكان كار برايش فراهم است، فرصت پيدا ميكند تا به همراه «تمايل» اجراي برنامه موسيقي يك مراسم عروسي را برعهده بگيرد.
در ادامه اين فيلم زيبا خواهيد ديد كه در حين برگزاري مراسم عروسي، ميان اقوام خانواده داماد كه با يكديگر مشكلاتي داشتند، درگيري شديدي به وجود ميآيد و كار به زد و خورد كشيده ميشود. در اين زد و خورد دستان علي ميشكند و به آلات موسيقي او هم خسارت وارد ميشود. آسيبديدگي و عدم توانايي علي در ساز زدن كه تنها راه امرار معاش اوست، باعث بيكارياش ميشود. در همين زمان صاحبخانه هم عذرش را ميخواهد و او با مقداري وسايل، آواره و سرگردان كوي و خيابان ميشود تا اينكه در گوشهاي از يك پارك جنگلي چادر ميزند.

در اين دوران با بيخانمانها و معتادان همنشين شده و چون درمانده و نيازمند است، براي پول در آوردن تن به هر كاري ميدهد، زندگي در ميان جمعي معتاد و آواره در حاشيه شهر، علي را درمانده، شكسته و آلودهتر ميكند. يك شب كه او در ميان اين جمع مشغول مصرف موادمخدر است و ميخواهد از اين طريق خاطرات تلخ گذشته را فراموش كند ماموران نيروي انتظامي سر رسيده و همه را دستگير ميكنند. علي پس از دستگيري به مركز ترك اعتياد فرستاده ميشود و مسئولان آن مركز متوجه اختلالات روحي او ميشوند و سعي ميكنند با او ارتباط برقرار كنند.
گفتني است، حسن پورشيرازي و صدرالدين حجازي در نقش معتاد در اين فيلم در كنار رادان بازي ميكنند. داستان در مركز بازپروري چنين ادامه پيدا مييابد كه ، محيط مناسب و شرايط درماني به علي كمك تا او بهبودي نسبي پيدا كند و با خريد يك سنتور توسط روانشناس مركز براي علي، او فرصت و انگيزه پيدا ميكند تا دوباره موسيقي را ادامه دهد. اشتياق علي به اندازهاي است كه او در همان جا به ديگر معتادان آموزش سنتور ميدهد. فيلم كه به پايان نزديك ميشود حاج آقا بلورچي به همراه حامد به مركز بازپروري ميرود تا به علي بگويد كه از گذشته پشيمان شده و حاضر است پس از آزادي و ترك اعتياد، تمامي امكاناتش را در اختيار او بگذارد، اما علي كه ديگر معلم ويژه موسيقي آن مركز است، ميگويد: با اينكه مشكل اعتيادش برطرف شده و وضعيت جسماني كاملا سالم و مناسبي دارد، همچنين دوران محكوميتش هم به پايان رسيده، اما تازه منزل واقعياش را پيدا كرده است، چرا كه اين مكان به دور از هياهوي جامعهاي بيرحم بوده و او ميتواند براي آدمهايي مثل خودش مفيد بوده و با نغمه سازش به آنها عشق و زندگي ببخشد.
در پايان اين فيلم كه پر ازواقعيتهاي تلخ زندگي است، ميبينيد در نهايت، علي به همراه شاگردانش كه همگي از بيماران همان مركز هستند كنسرت كوچكي اجرا ميكنند. چشم علي در ميان تماشاگران حاضر به هانيه ميافتد كه به تشويق او مشغول است اما در پايان كنسرت از هانيه خبري نبود.
در پايان فيلم متوجه خواهيد شد مهرجويي حتي در تلخترين اثرش هم، دلش نميآيد بيننده را نااميد رها كند. بازگشت شكوهمند علي سنتوري به زندگي و آشتي دوبارهاش با سنتور، مهارت استاد در پرداخت اين صحنهها، آنقدر چشمگير است كه بيننده چارهاي جز باور آن ندارد.
سنتوري شاهكار ديگري از اين كارگردان است، كارگرداني كه در طول تمامي اين سالها هر بار به نوعي غافلگيرمان كرد، كارگرداني كه ميداند چه بسازد كه بيننده را شگفتزده كند.
ايفاي نقش بهرام رادان در اين فيلم بينظير است، او چه در روزهاي اوج و چه در شبهاي سقوط علي سنتوري و در تمامي سكانسهاي مربوط به كنسرتها درخشان ظاهر ميشود و خصوصياتي از يك بازيگر حرفهاي كامل را بروز ميدهد. از طرفي سكانسهاي مشترك ميان رادان و گلشيفته فراهاني، شيطنتهاي عاشقانهشان به ويژه سكانس بازي با شال گردن، بسيار ديدني است.
| Design By : Night Skin |


